سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
22
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)
علامت تشخيص قطع طريقى و موضوعى براى اينكه بتوان تشخيص داد كه قطع در موردى بعنوان طريقى است يا موضوعى علامتى بيان فرمودهاند كه ذيلا تشريح مىشود . اگر موضوع حكم را نفس واقع يا مجرّد اشياء خارجى قرار داده باشند بدون اينكه در آن نامى از قطع برده شده باشد در صورتى كه قطع به آن موضوع پيدا شود چون از طريق آن بواقع مىتوان رسيد يا بوسيلهء آن موضوع نشان داده مىشود در نتيجه راهى براى احراز حكم پيدا مىگردد قطع در اينجا طريقى است . مثلا فرض مىكنيم در دليل اين مضمون وارد شده : « البول نجس يجب الاجتناب عنه » يا : « الخمر حرام يجب الاحتراز عنه » . چون قطع يكى از طرق رسيدن بموضوع و احراز آن مىباشد لاجرم اگر مكلّف به مايعى در خارج قطع پيدا نمود كه بول يا خمر است بايد از آن اجتناب و احتراز نمايد ازاينرو قطع در اين مورد طريقى مىباشد . امّا اگر در دليل قطع را تمام موضوع يا جزئى از آن قرار داده باشند بهطورىكه حصول آن در تحقّق موضوع نقش داشته باشد از آن بقطع موضوعى تعبير مىكنند . مثلا اگر در دو مثال فوق فرض كنيم مضمون دليل چنين باشد : « معلوم البوليّة يجب الاجتناب عنه » يا بتعبير ديگر : اذا قطعت بمائع انّه البول فيجب عليك الاجتناب عنه . در اين مورد چون موضوع اجتناب قطع و بول هر دو قرار داده شده است لذا قطع در اين قبيل موارد موضوعى است .